احمد بن محمد ميبدى

436

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( تفسير ادبى و عرفانى ) 57 - يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ . آيه . خداوند دربارهء مشركان قريش فرمود : قرآن كه به شما آمده موعظه است چون در آن هم وعظ است هم زجر ، مطيع به آن پند پذيرد و عاصى پند گيرد و از معصيت بازايستد ، شفا است كه درد جهل را دارو است و بيمارى شك را درمان . هدى و رحمت است كه بيگانه را به راه مىخواند و آشنا را بر صواب مىراند ، هدايت را سبب است و نجات را وسيلت ، رحمت مؤمنان است و تذكرهء خائفان و تبصرهء دوستان . خطاب در اين آيت عام است و با همگان مىگويد تا خود كه نيوشد ؟ خطاب جامع است تا كه پذيرد ؟ همه را مىخواند تا كرا خواهد ؟ نداى عامّ است و بار دادن خاص ، دعوت عام است و هدايت خاص ، فرمان عام است و توفيق خاص ، اعلام عام است و قبول خاص . نه هرك را خواند او را خواهد ، ناخواسته براى حجّت خواند و خواسته براى قربت ، ظاهر ندا يكى ، و باطن مختلف است . . . . وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ . آيه . شفا در قرآن بر سه وجه است : شفاى عام ، شفاى خاص ، شفاى خاصّ خاص . شفاى عام شفاى مردم است ، شفاى خاص شفاى مؤمنان است و شفاى خاصّ خاص شفاى خاصان است . شفاى عام نعمت او است ، شفاى خاص سخن او است ؛ و شفاى خاصّ خاص خود او است . چهار صفت قرآن : موعظت و شفاء و هدى و رحمت است ، موعظت عوام راست ، شفا خواص راست ، هدى خاص خاصگان راست ، رحمت همگنان راست . شفاى گناهكاران در رحمت او است ، شفاى ثواب‌كاران در نعمت او است ، شفاى عارفان به زيادت قربت او است ، شفاى واجدان در شهود حقيقت او است ، شفاى محبّان در مناجات با او است . 58 - قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ . آيه . اى محمّد ، مؤمنان را بشارت ده و بگو به فضل من شاد باشيد ، به قرآن و به محمّد كه شما را گرامى كردم بنازيد ، به ياد من انس گيريد ، به وعدهء من چشم داريد ، بر درگاه من خوى كنيد ، با ذكر من آرام گيريد ، عهد من به جان پذيريد ، به مهر من بنازيد ! بندهء شاد من آن است كه به من شاد است و او را دو شادى است : امروز شاد است به من و فردا شاد است با من . روى ما شاد است تا تو حاضرى ، با روى تو * جان ما خوش باد چون غايب شوى ، با ياد تو بنى اسرائيل را زاهدى بود هفتاد سال در صومعه نشسته و خداى را عبادت كرده بود روزى به پيغمبر آن روزگار وحى آمد كه زاهد را گوى : نيكوروزگار به سر آوردى و عمرى در عبادت من گذاشتى ، تو را وعده دادم كه به فضل و رحمت خويش بيامرزم ، زاهد گفت : مرا به فضل خودش به بهشت مىرساند پس هفتاد سال عبادت من كجا به حساب ( واديد ) آيد و از آنچه آيد ؟ - همان ساعت خداوند بر دندان او دردى سخت پديد آورد كه از نهاد او فرياد برآمد ، نزد پيغمبر شد و زارى كرد و شفا خواست ، وحى آمد كه زاهد را كوى : عبادت هفتادساله خواهم تا تو را شفا دهم ! زاهد گفت رضا دادم و نقدى شفا خواهم ، فردا تو خود دانى مرا خواه به دوزخ فرست خواه به بهشت ! وحى آمد كه تمام عبادت هفتادساله در مقابل شفاى درد دندان افتاد و چيزى نماند جز فضل و رحمت من ! 62 - أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ . آيه . اولياء خدا در درياى دانشهاى حقيقت ، غوّاصان گوهر حكمتند ، و در آسمان فطرت خورشيد ارادتند ، و مستقرّ عهد دولت ، و مقبول حضرت الهيّت و صدف اسرار ربوبيّتند و عنوان شريعت و برهان حقيقتند ، نسب حضرت مصطفى در عالم حقايق به ايشان زنده و منهج صدق به ثبات قدم ايشان